
چرا باید انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برگزار شود؟
افغانستان پساطالبان بهسوی چهارمین انتخابات ریاست جمهوری گام برمیدارد؛ رویدادی که نهتنها مشروعیت دولت، بلکه معادله صلح و جنگ این کشور نیز به آن وابسته است.
در افغانستان ناخودکفا و درگیر بحران، مسائل زیادی وجود دارد که از فاکتورهای بیرونی تاثیرپذیر است، از جمله انتخابات که با وجود همه تدبیرها و برنامهریزیهای کمیسیون انتخابات این کشور، هنوز هم همه جناحهای سیاسی و حتی نامزدها از برگزاری آن مطمئن نیستند.
ریشه این عدم اطمینان را میتوان در مذاکرات صلح میان نمایندگان آمریکا و گروه طالبان در دوحه قطر جستجو کرد. مقامهای آمریکایی بارها ابراز امیدواری کردهاند که پیش از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان یک توافق صلح بهدست بیاید.
در روزنامههای آمریکایی نیز گزارشهایی منتشر شد که از احتمال پیشنهاد واشینگتن به کابل برای تعویق انتخابات ریاست جمهوری افغانستان خبر میداد. اما حکومت افغانستان همواره روی برگزاری به موقع این انتخابات تاکید کرده است. انتخاباتی که قرار بود ۳۱ فروردینماه امسال برگزار شود، به دلایلی برای پنج ماه به تاخیر افتاده است که نمیتواند به گفتوگوهای صلح و مساله بودجه بی ربط بوده باشد.
برخلاف دورههای گذشته، اینبار کمکدهندگان بینالمللی برای انتخابات پرهزینه افغانستان، تعهد مالی کمتری داشتند. اما دولت این کشور به شکل بیسابقهای ۶۰ درصد هزینه انتخابات ۱۴۹ میلیون دلاری را بر دوش گرفت. این تعهد مالی سنگین از دولتی که نصف بودجه آن از کمکهای جهانی تامین میشود و همین امسال ۱۵۰ میلیون دلار کسر بودجه دارد، پیامی در خود نهفته داشت، «یعنی به هر قیمتی انتخابات برگزار میکند».
رییس جمهوری افغانستان یک هفته پیش گفت که «صلح و انتخابات متمم یکدیگرند، نه بدیل هم» و از این رو، هر دو روند باید به گونه موازی پیش برده شود.
درحالیکه همه هزینه انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تامین شده بود، جان بس، سفیر ایالات متحده آمریکا در کابل روز ۱۷ ژوئیه اعلام کرد که کشورش ۲۹ میلیون دلار به این پروسه کمک میکند. این تعهد ولو دیرهنگام بازیگر اصلی جنگ و صلح افغانستان، نشاندهنده دو احتمال است. یکی، نبود باورمندی به نهایی شدن مذاکرات صلح با طالبان تا پیش از انتخابات و دیگری، همراهی ناخواسته با دوست استراتژیکی که در هر صورت میخواهد راه انتخابات را بپیماید.
پافشاری دولت افغانستان بر انتخابات
بر بنیاد قانون اساسی افغانستان، دوره کاری پنجساله محمد اشرف غنی، رییس جمهوری این کشور، روز نخست خرداد امسال پایان یافت. دوام کار این حکومت، آنچنان که نامزدهای ریاست جمهوری نیز گفتهاند، هیچگونه مشروعیتی قانونی ندارد.
هرچند اشرف غنی ظاهرا از این وضعیت نیز چندان باکی ندارد و همچنان از مقام خود بهعنوان رییس جمهوری، بهویژه در راستای برکناری و گزینش در جایگاههای کلیدی دولت استفاده میکند و حتی گستردهتر از زمان ماموریت قانونی خود؛ اما با وجود این، پایه مشروعیت حکومت او را لرزان است و نمیتواند آنچنان که بدان نیاز دارد، بهمدت طولانی دوام بیاورد.
از این رو، شخص آقای غنی خواهان برگزاری انتخابات است؛ یگانه راهی که در صورت پیروزی، میتواند مشروعیت از دسته رفته او را اعاده کند.
اشرف غنی از یکسو با مخالفان سیاسی حکومت و حتی برخی همرزمان سیاسی پیشین خود درگیر است که با تمام توان در تلاش برای کنار زدن او از ارگاند. از سوی دیگر، طالبان با او هیچ سر سازگاری ندارند و احتمالا یکی از شرایط طالبان برای توافق صلح، نبود رییس جمهوری کنونی در صحنه سیاسی افغانستان باشد.
زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان نیز یکی از دلایل عمده مذاکره نکردن طالبان با حکومت افغانستان را نامزدی اشرف غنی در انتخابات ریاست جمهوری عنوان کرده است. آقای خلیلزاد گفت طالبان میگویند که نمیخواهند به یک نامزد ریاست جمهوری کردیت (اعتبار) بیشتر بدهند. طالبان جدای از اینکه از لحاظ مذهبی حاکمیت یک تکنوکرات را پذیرفتنی نمیدانند، از دید قومی نیز خود را سزاوارتر از اشرف غنی میبینند.
عوامل منطقهای نیز همانند سایر روندهای سیاسی افغانستان، بر انتخابات این کشور تاثیرگذار است. روابط کابل-اسلامآباد در دوره اشرف غنی، سرد و پرتنش بود و یکبار هم وزیر خارجه پاکستان او را بهعلت توییتهایش در حمایت از جنبش حفاظت از پشتونها (پیتیام)، به دخالت صریح در امور آن کشور متهم کرد. برای دولت پاکستان که در بیرون با هند و در درون با گروههای جداییطلب بلوچ درگیر است، برانگیختن پشتونهای پاکستانی دربرابر نظام، قابل تحمل نیست.
دولت پاکستان و اشرف غنی هردو فکر میکنند که برای ایجاد میانه خوب با هم، بهاندازه کافی تلاش کردهاند، اما نتیجهای نداشته است. از اینرو، پاکستان با تمام توان از هر گزینهای استفاده خواهد کرد تا زمام امور در دست آقای غنی نماند.
یکی از بهترین گزینهها بهکار بردن نفوذ بر طالبان است تا با ایجاد ناامنی در مناطق هوادار اشرف غنی در روز انتخابات، دردسر مشترک را از سر راه خود بردارند. برای بررسی اینکه پاکستان تا چه حدی روی انتخابات در افغانستان اثرگذار است، اشاره میکنم به سخنان مشاهد حسین، سناتور و رییس کمیته دفاعی سنای پاکستان، که یکبار از دخالت اسلامآباد در انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاست جمهوری افغانستان و تقلب به سود حامد کرزی یاد کرده بود. آقای حسین مدعی شده بود حامد کرزی زمانی که از حمایت آمریکا سرخورده شده بود، به پاکستان روی آورد.
سفر اشرف غنی به اسلامآباد در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در اوایل ماه ژوئیه، نشانه اثرگذاری آن کشور در روند انتخابات افغانستان است. هرچند این سفر زیر پوشش موضوعات مربوط به بازرگانی و صلح و امنیت انجام شد، اما هیچ دلیلی در دست نیست که نشاندهنده اهمیت این سفر در این راستا باشد. داد و ستد میان دو کشور در دوره آقای غنی به پایینترین حد آن رسیده است و حتی پیش از این سفر، در سالهای گذشته، رفتن آقای غنی به ملاقات رییس استخبارات آن کشور در راولپندی نیز نتوانست آنطور که کابل ادعا دارد به پایان پشتیبانی اسلامآباد از طالبان بینجامد.
رهبری حکومت افغانستان همواره خود را متعهد به صلح با مخالفان عنوان کرده، اما در مذاکرات صلح میان مقامهای آمریکایی و نمایندگان طالبان در قطر، خود را منزوی میداند و از آن رضایت چندانی ندارد و این مساله حتی به تنش دیپلماتیک کابل – واشینگتن نیز انجامیده است.
آقای غنی بهعنوان رییس جمهوری کشور، از توان لازم برای برهم زدن معادلات برخوردار است، اما در عین حال اگر انعطاف نشان ندهد و قدرتطلبی او مانع توافق صلح با طالبان باشد، یکدست شدن واشینگتن با طالبان و پاکستان برای کنار زدن او از قدرت، میتواند شانس پیروزی او در انتخابات را به حد یک رویا برساند.
اما با وجود این همه تنش و مخالفتها، اشرف غنی بهدلیل در اختیار داشتن قدرت سیاسی، شانس پیروزی خود در انتخابات را بیشتر میبیند و بهشدت مایل است که این انتخابات، بهموقع برگزار شود.
نیاز به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان
انتخابات بهعنوان رکن بنیادین مردمسالاری، یکی از دستاوردهای مهم رژیم سیاسی در ۱۸ سال گذشته است و مردم خواهان ثبات و استمرار مردمسالاری از راه انتخاباتاند.
دولت کنونی افغانستان با همه کاستیهایی که دارد، نتیجه اراده جمعی است و نداشتن مشروعیت قانونی از یکسو از اعتبار و جایگاه نظام میکاهد و آن را زیر پرسش میبرد؛ از سوی دیگر هم زمینه تاختن به دولت برای نیروهای مخالف سیاسی فراهم میشود.
احمد ضیاء رفعت، استاد دانشگاه، میگوید در وضعیتی که مشخص نیست گفتوگوهای صلح چه زمانی به نتیجه میرسد، منطقی نیست، یک روند ملی که بنیاد مردمسالاری است، برای آن به تاخیر بیفتد.
افزون بر آن، هنوز زمینه گفتوگوی رودرروی دولت افغانستان و طالبان فراهم نشده است؛ روندی که گستردهتر و پیچیدهتر از مذاکرات طالبان و آمریکا بهنظر میرسد. در چنین وضعیتی، آشکار است که مذاکرات صلح راه درازی در پیش دارد تا به مرحله قابل پذیرش طرفهای درگیر جنگ افغانستان برسد.
اگر گفتوگوی طالبان و آمریکاییها به جایی نرسد و شکست بخورد، افغانستان باید دارای دولتی بر بنیاد قانون اساسی باشد، تا مشروعیت درونی و بینالمللی آن حفظ باشد.
از سوی دیگر، تاکنون هیچ نشانهای از انعطاف در موضع طالبان و پایبندی آنها به ارزشهای نوین افغانستان دیده نمیشود. در دو دور گفتوگویی که طالبان با چهرههای سیاسی افغانستان در مسکو و دوحه داشتند، طالبان نامی از انتخابات نبردند. به گفته آقای رفعت، در چنین حالتی، این نگرانی به میان میآید که ممکن انتخابات با طالبان به معامله گذاشته شود و طالبان شاید میخواهند از طریق روند غیردموکراتیک در قدرت سیاسی بر مردم تحمیل شوند؛ کاری که برای مردم و دولت و جناحهای سیاسی افغانستان پذیرفتنی نیست.
مبارزه خونین یکونیم دهه گذشته شانس پیروزی در انتخابات را از طالبان گرفته است و به باور آقای رفعت، «طالبان چون نمیتوانند از طریق انتخابات به قدرت برسند، شاید هیچگاه آن را نپذیرند: بنابراین شاید سخن از تعویق انتخابات نباشد و صحبت از این باشد که راه هموار شود برای بهقدرت رسیدن طالبان از طریق روندهای غیردموکراتیک».
از اینرو، برای مردم افغانستان بسیار با اهمیت خواهد بود که شاهد جابجایی قدرت سیاسی از راه روند دموکراتیک باشند.